ميرزا حسن حسينى فسايى

603

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

وكيل عرض نمودند كه ميرزا محمد كلانتر و ميرزا جانى و آقا فضل اللّه مستوفيان شيرازى و جماعتى از بزرگان فارس ، با يكديگر دوست و مهربان شده‌اند و صلاح دولت در توقف آنها در شيراز نيست . مجددا حقير و آقا فضل اللّه و برادر باجان برابر : ميرزا جانى مستوفى ، حاكم بلوك فسا و على قلى خان كازرونى و هفده « 1 » نفر از اعيان فارس را با لشكر فارس ، براى يورش آذربايجان احضار فرمود كه ملازم ركاب باشيم و برحسب حكم وارد اردوى اعلا شديم و نواب وكيل در ناحيهء قراچمن تبريز « 2 » ، بنه و آغروق « 3 » را بر پشته‌اى گذاشت و اطراف پشته را به سنگرها محكم داشت و ندر خان « 4 » زند را با دوازده هزار نفر لشكر دلاور ، مستحفظ بنه و خادمان حرم فرموده ، روانه جنگگاه شدند و بعد از تسويه با صف دشمن ، ميمنه سپاه را به شيخ على خان و ميسره را به زكى خان سپرده كه برادر پدرى اسكندر خان برادر مادرى وكيل است و نواب معزى اليه ، در قلب سپاه قرار گرفت . پس ميسره سپاه فتح على خان ، بر ميمنه لشكرى كه سپردهء شيخ على خان بود ، تاخته شيخ على خان را از پيش برداشته ، تمامى سپاه ميمنه فرار نمودند و سپاه ميسره فتح على خان آنها را تعاقب كردند و چون ندر خان « 5 » و دوازده هزار نفر مستحفظ آغروق اين هنگامه و غوغا را ديدند ، سنگرها گذاشته اهل حرم را برداشته ، راه فرار را پيمودند و ندر خان « 6 » با حرم محترم نواب وكيل ، به همدان و پاره‌اى از سواران شكسته به اصفهان رسيدند و شيخ على خان بعد از شكست ، پاره‌اى را بازگردانيده ، به قلب سپاه كه مقر نواب وكيل بود رسانيد « 7 » و زكى خان كه سالار ميسره بود ، چون كار ميمنه را تباه ديد ، خود را در ميان جزائرچيان رسانيد و نواب وكيل ، شيخ على خان و فوجى از قلب سپاه را به امداد زكى خان فرستاد آن‌دو سردار نامدار ، مردانگيها كرده ، سپاه ميمنه فتح على خان را از جا كندند ، پس ميمنه شكست يافته به قلب سپاه فتح على خان رسيده ، با هم اتفاق نمودند و سپاه فتح على خان بعد از آن فتح ، راه فرار را گرفته ، از پى كار خود رفتند « 8 » و چون خبر فرار ندر خان و مستحفظين اهالى حرمسرا و تصرف آمدن بنه و آغروق به دست سپاه دشمن ، به نواب وكيل رسيد ، اردو را در همانجا فرود آورده ، به شيخ على خان سپرده و خود با پنج شش نفر جلودار ايلغار فرموده ، چون به سنگر قراچمن رسيد و كسى را نديد ، فتحنامه‌ها نوشت و از عقب فراريان ، روانه داشت و عود به اردو فرمود و فتح على خان بعد از اين شكست در جائى آرام نگرفته تا وارد قلعه ارومى گرديد ، پس به تعمير قلعه و تدارك قلعه‌دارى پرداخت و نواب وكيل ، نواحى مراغه و خوى و سلماس و تبريز و بلاد شرقى رود ارس را نظمى كامل داد ، پس به محاصره قلعه ارومى حكم فرمود « 9 » .

--> ( 1 ) . در متن : ( هفتده ) . ( 2 ) . روزنامه كلانتر ، ص 60 . ( 3 ) . لفظ تركى به معنى باروبنه ، احمال و اثقال . ( 4 ) . در متن : ( بدر خان ) . ( 5 ) . در متن : ( بدر خان ) . ( 6 ) . در متن : ( بدر خان ) . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 73 ، و مجمل التواريخ ، گلستانه ، ص 325 كه ضمن بيان مشروح حادثه اختلافاتى با متن دارد و ر ك : گيتىگشاى ، ص 103 . ( 8 ) . اين سپاه به آذربايجان و ارومى گريخت . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 74 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 74 ، و مجمل التواريخ ، گلستانه ، ص 325 و 326 ، و گيتىگشاى ، ص 104 .